|
|
|
|
|
درياي ابر وقتي مياد بر صدف نگاهش با وزش باد مجنون هواش مياد بر سرم كاش مي شد شكسته بود موقع رفتن پرم يه شب اومد به خوابمو حال منو مي پرسيد بهِم مي گفت من مُردمو تو كه هنوز صبوري پاهام ديگه نا ندارن عشقم شده خيلي دور وقتي ميان خاطره هاش هر شب و روز بر سرم بهِم مي گفت صدام بكن من عاشقه صداتم يه شب اومد به خوابمو تا صبح براش گريستم يه عمري رو به دور از من با تنهايي مي ساختش من اشكاشم كه مي ريزه از گونه هاش بر زمين امشب ميخوام صداش كنم خيلي زياد يه عالم سلطان عشق 18/2/91 |
||
|
|
|
|
|
چشاي ماه من ، شبا بيدارن كل دنيا همه همدست اوست من كه از جامش مي ناب خورده ام گر چه او پوشونده ست رخساره اش مثله بادها به دنبالش مي وزم فكر دوريش عمرمو كم مي كنه بار سنگيني انداخته بر گُرده ام سلطان عشق |
||
|
|
|
|
|
پرنده ام پر مي كشم در هوا با اينكه من به عشق او مبتلام كشتيه اون وقت سحر گذر كرد از او موقع گذشته سالاي مديد يه شب ديدم وقتي اومد خواب من سلطان عشق 17/2/91
|
||
|
|
|
|
|
چيدم سيب سرخي از درخت آه كه مي سوزم از تنهايي حالا برا ديدنش ديره مياد ايستگاه مي زنه پرسه اون آزاد و من زندوني سلطان عشق 3/2/91 |
||
|
|
|
|
|
در صفحه ی روزگار ، ای دوست اینکه بده جواب به نامه رفتی که بدی یه بار سلامش اگه در چشمونش خیلی خوارم سلطان عشق 5/12/88 |
||
|
|
|
|
|
به مریم قدّیس بگید که من
سلطان عشق 13/7/88 |
||
|
|
|
|
|
با حروف
اسم تو من وزن
بلد نيستم در دلم چو
مهتابي چشمات
ميشه اشك آلود سلطان عشق 20/4/89 |
||
|
|
|
|
|
مي بينم
از پنجره ، يكي پشت دره ميگن شانس
درو ، يه بار مي زنه هي داشت
اسممو ، مي زد صدا تو رو
سپردم ، به دست خدا درو باز
كردم ، برم ديدنش تصميمم
اين بود ، باهاش بمونم بگم كه
بمون ، بري مي ميرم داشتم مي
رفتم ، از رو پله ها افتادم
زمين ، خونم شد چو رود سرنوشت
اينطور ، برام رقم خورد ميگن شانس
يه بار ، درو مي زنه سلطان عشق 4/6/89 |
||
|
|
|
|
|
در ميونه
آدما ، بعضي هستن فرشته جون ميدن عاشقونه
، دل ميكُنن تو كادو فرشته ها
در زمين ، همشون عاشق پيشه ان يكيشو من
يه روزي ، تو زندگيم ديده ام اونا مثله
آدما ، يه روزي جون ميگيرن سلطان عشق 3/4/89 |
||
|
|
|
|
|
با اينكه قالب شعر كوچيك و تنگه وجود تو برام معدني از گنجه كوچه هاي آشنا و تنگ قديمي همه روزاي خوشم با تو بود هرگز نكردم جز او آرزو بي من چشاي اون گريون بود صبح پا ميشم به يادش سلطان عشق 22/12/90 |
||
|
|
|
|
|
عمرم گذشت نموند برام مجالي اي عشق من باز كه تو بي خيالي
ماه جهان قدش برات خميده چشم براتم نيومدي پس چرا؟ يه روز گفتي ازت دارم سوالي نمي دوني فكر تو با من چه كرد نگاه تو چشم و دلم كور كرد بي تو ندارم لحظه اي رو قرار عشق تو وقتي دميد بر تنم من چي بگم براي تو از غزل سلطان عشق 14/12/90 |
||
|
|
|
|
|
فريبا جان انقدر شعر برات گفته ام اين همه عشق بي ثمر بسه توبه كردم اسمتو نيارم لبم باز اگه قراره برگردم عقب سلطان عشق 30/11/90 |
||
|
|
|
|
|
اولين عشقم تو بودي يادش به خير اون روزا راز دلو به كي بگم تيشه به ريشه ام زده كشون كشون مي بَرَدَم سير نكرد نگاه به من سلطان عشق 27/11/90 |
||
|
|
|
|
|
اسم تو وقتي كه مياد ياد تو وقتي كه مياد ميخوام ببينم نگاتو تا هر زمون كه من باشم وقتي دلم رو مي بري پنهون نمودي روي خود تير زدي به سوي من قايم نمودي روي خود سلطان عشق 10/11/90
|
||
|
|
|
|
|
حريره موي آفتاب وقتي كه دل مي تپه دلا همه مجرمن فرياد كشيد حنجره دلو تنها گذاشتن سلطان عشق 29/9/90
|
||
|
|
|
|
|
جوون عاشقي سر كوچه تكيه
داده بر درختي رفت و آمدهاي زيادي در
سر اين كوچه بود چون زمونه درنَوَرديد
كوچه ها رو گشت و گشت تحمل بر فشار زندگي بر
كسي راحت نبود اون درخت نونهال قد كشيد
اوج فلك ديگه يار سوار بر كشتي ،
روي موج ها نبود يه جووني در خيابون ، بر
درختي تكيه داشته از بس گريسته چشم درختا
هم تر شده طبق عادت سايه اش تكيه
داده بر درختا زمونه پراكنده خاكش رو
سپرده دست باد سلطان عشق 21/9/90
|
||
|
|
|
|
|
زدي چشات نقابي منو به كي سپردي منو به كي سپردي خورشيد شدي بتابي ياد تو موند يادگار گفتم : غزل سروده ام سلطان عشق 13/9/90
|
||
|
|
|
|
|
اينكه ما مي رسيم به هم ، تعبير خوابشه اگه دائم به يادشم ، اين تقصيره دلشه ديشب در ماه ديدم ، رخساره اش دنيا نايستاده به پات ، در گذاره سلطان عشق 13/9/90
|
||
|
|
|
|
|
آرزو داشتم يه بار ، دستاشو ببوسم وقت وداع بياد ، پشتم آب بپاشه ميگه كمي صبر كني ، من رسيدم خدايا كاري كن ، تا اجابت شه دعاهام روزاي من همش ، در انتظاره از بس گل به دست ، موندم تو جاده خواستم فراموشش كنم ، ديدم نميشه يادگاري نداده ، از پيش من رفت اگه رفته ، دلخوشه ، با يكي ديگه درسته فكر و ذكرم ، هميشه عشق بوده سلطان عشق 21/8/90
|
||
|
|
|
|
|
در اين دنيا كسي نيست مثلت گلم تو دنيا نديدم كسي مثله او فك كردم دلم آروم مي گيره پولك اشكام ريخته گونه ام شيشه ي چشام هنوزم خيسن اون كه چشام بسته به نگاهش بود يارم از بس خوشگل و خوش سيما بود سلطان عشق 21/8/90
|
||